سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
70
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
پس از آنكه اسلام آورد اگر بوى سلام كرد چنين كسى مخالفت قسم ننموده . « كلام فخر رازى بپايان رسيد » و ممكن است به دو بيان اين پاسخ را رد كنيم اولا هر دانشمندى ميفهمد كسى كه يك مدت زيادى از عمر گرانبهاى خود را در كفر و شرك و مخالفت امر مولاى گذرانيده در عرف عقلا وى را از ظالمين محسوب ميدارند و صحيح است گفته شود چنين كسى ظلم به خود نموده كه عمر گرانبهاى خود را در كفر و شرك تلف نموده . و ثانيا براى شخص با اطلاعى كه قدرى در كلام اللَّه تدبر نمايد واضح و هويدا ميگردد كه اين آيه در مقام اين است كه آن امامتى كه پس از مرتبه نبوت بجناب ابراهيم عليه السلام بخشوده شد يعنى آن رياست عامه و آن ولايت كليه كه نظير آن را شيعيان در اوصياء و خلفاى پيغمبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم شرط ميدانند در خور مقام هر كسى نيست روح طاهر قدسى و سريره پاكى ميخواهد كه قابل چنين مقامى گردد و علامت و نشانه چنين روح پاكى اين است كه معصوم باشد و در تمام عمر كوچكتر خلافى از او سر نزند از اين جا است كه در باره عترت پيغمبر اسلام و كسانى كه لايق پيشوايى و امامت بر تمام افراد بشر بودند فرموده ، إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً سوره احزاب آيه 33 . آرى كسى لايق چنين منصبى است كه بتطهير خدايى طاهر و بفضائل نفسانى متصف باشد و آن امر باطنى است كسى را اطلاعى بر آن نيست مگر « علام الغيوب » اين است كه شيعيان در پيغمبر و امام عصمت را معتبر ميدانند و چون عصمت امر باطنى و فضيلت نفسانى است اين است كه گويند بايستى امامت و خلافت بنص پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم يا امام سابق تحقيق پذيرد و معنى ندارد كه اين منصب خدايى بدست مردم اجراء گردد به دو جهت : يكى آنكه مردم اطلاعى از ما فى الضمير كسى ندارند ؛ و ديگر هر عاقل و دانشمندى از طريق عقل دانسته و فهميده كه عموم مردم مگر اندكى از آنان ، تحت تأثير نفس واقعند ممكن است حكم آنها و قضاوتشان هوسانه و از روى ميول نفسانى انجام گيرد نه از روى عقل و تدبير صحيح پس چگونه ممكن است عقل تجويز نمايد كه مىشود چنين امر مهمى بدست مردم اجرا گردد .